تبلیغات
...همه چی... - مجموعه کاملی از اشعار عاشقانه
دست به دست هم نهیم به مهر/مخلوط خویش کنیم آغاز
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

برید ادامه مطلب همش اونجاست

عزیزان من این جملات می گم تا شما بخونینش و از سر نوشت من عبرت بگیرین ترخدا دنبال هیچ عشقی نرین چون آخرش عین من مجبور می شین ............... من یک رو تا مرز دیوانگی دوست داشتم و عاشقش بودم و راستشو بخواین هنوز هم دوستش دارم و امیدوارم هر جای این دنیا که هست موفق و خوشحال باشه ولی من بدون ایشون حتی قادر به تحمل کردن یک ثانیه از این دنیا هم نیستم پس شما دنبال عشق نرین نمی گم عشق بده عشق خیییییییییلی خوبه ادم با عشق هیچ بدی نمی بینه تو این دنیا ولی بعضی اوقات عشق دردهایی هم داره که امیدوارم شما به اون مبتلا نشین من هم افتخار می کنم که عاشقش بودم به اندازه همه دنیا دوستش داشتم هیییییییییی چی بگم درد عشق بدترین درد دنیاست ببخشید که سرتونو درد آوردم اما ...... فقط اینو می خونم

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت

دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه

داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی

حس کنی که هنوز هم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی

که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما

وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها

تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که

هنوز هم دوسش داری

چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی

و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب

بگی گل من باغچه نو مبارک

 

 

همیشه بخشنده باش

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند

" عشق بورز به آنها که دلت را شکستند "

دعا کن برای آنها که نفرینت کردند

" درخت باش به رغم تبرها "

بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست .

 

 

 

 

در زندگی سه چیز آموختم

از عشق

رسوایی

از دوست

بی وفایی

از شب

تنهایی

 

 

 

تا ز شاه این پنج بیت الحق شنیدم *** طبع من مستغنی از در ثمین شد

«عید مولود امیر الممنین شد *** عالم بالا و پایین عنبرین شد

از برای مژده‌ی این عید حیدر *** جبرییل از آسمان اندر زمین شد

پنج عنصر حیدر کرار دارد *** قدرت حق زان که با خاکش عجین شد

ذوالفقار کج چنین گوید به عالم *** راست از دست خدا شرع مبین شد

ناظم خرگاه اسرافیل باشد *** حاجب درگاه جبریل امین شد»

دست حق از پرده گردید آشکارا *** تا علی دستش برون از آستین شد

تا عجایبها کند ظاهر ز باطن *** در نظر گاهی چنان گاهی چنین شد

تا قدم زد در جهان آفرینش *** آفرین بر جانش از جان آفرین شد

عقد آب و خاک را بر بست محکم *** خرگه افلاک را حبل المتین شد

آفتاب از طلعت او شد منور *** آسمان از خرمنوی خوشه‌چین شد

هم به صورت قبله‌ی ارباب معنی *** هم به معنی کعبه‌ی اهل یقین شد

هم ملایک را به هر جا کرد یاری *** هم خلایق را به هر حالت معین شد

هم عدویش وارد قعر جهنم *** هم محبش داخل خلد برین شد

بر خلیل از مهر آن خورشید رحمت *** آتش نمرود باغ یاسمین شد

در شب معراج ذات عرش سیرش *** با احد بود و به احمد هم نشین شد

کس علی را جز خدا نشناخت آری *** قابل این نکته خیرالمرسلین شد

کی تواند عقل بشناسد کسی را *** کز طفیلش خلقت آن ماء و طین شد

پیش بود از اول و آخر از آن رو *** پیشوای اولین و آخرین شد

تا فروغی رکن دین گردید بر پا *** ظل یزدان ناصر ارکان دین شد

 

 

به نام آنکه آفتاب مهرش در آستان قلبم هرگز غروب نمی کند

بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند

قاب عكس توست اما شیشه ی عمر من است

بوسه بر مویت زنم , ترسم كه تارش بشكند

تار موی توست اما ریشه ی عمر من است

تقدیم به بهترینم كه آخرینم شد...

 

 

دوستت دارم 14+1

7 آسمون

7 دریا

1 دنیا

 

 

 

محبت ....

محبت

را از درخت بیاموز

که سایه

از سر هیزم شکن

بر نمیدارد

 

 

 

بخند .................

آدمک آخر دنیاست بخنــــد

آدمک مرگ همین جاست بخنــد

دست خطــی که تو را عـاشق کرد

شوخی کاغــذی ماست بخنــد

آدمک خر نشــوی گریه کنی !

کل دنیا ســراب است بخنــد

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخنـد ....

 

 

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو

ازت

دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو

قلبت هدیه

داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت

شی

حس کنی که هنوز هم دوسش داری

 

 

چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری

تکیه بدی

که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له

شده

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف

بزنی اما

وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک

گونه ها

تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که

هنوز هم دوسش داری

چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی

و هزار

بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب

بگی گل من باغچه نو مبارک

 

رفتی اما چه بگوییم هیهات

تو ندانی که من آنروز غروب

زیر آن دره آرام و عبوس

به چه حالی بودم !

بی تو با حسرت و حرمان و سرشت

خلوتی داشتم آنجا که مپرس

کاش می دانستی

بی تو بر من چه گذشت

 

آزو می کنم زندگی مال تو….

مرگ مال من راحتی مال تو….

گرفتاری مال من شادی مال تو…..

 

غم مال من همه مال تو ولی تو مال من

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت ، من و مایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده عشق

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشید اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

برای عشق تو در قلبم سه کوه ساختم

اولی کوه وفا

دومی کوه صداقت سومی.......

کوهی که هر وقت بهم گفتی دوستت ندارم

از اون بندازمت پایین صدایت چون صدای ابشاران،

نگاهت چون نگاه چشم خورشید،

و قدت همچو قد رود کارون...

خاک تو سرت که هیچ چیزت به آدمی زاد نرفته

مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان

با زمین کرد زندگی با دلت نکند

آبی تر از آنیم كه بی رنگ بمیریم شیشه نبودیم

كه با سنگ بمیریم تقصیر كسی

نیست كه اینگونه غریبیم شاید كه خدا خواست

كه دلتنگ بمیریم

توی آسمون دنیا هر کی یه ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟

واسه من تنهایی درده درده هیچ کسو نداشتن

هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن

دیگه باور کردم اینو که باید تنها بمونم و تا لحظه

مرگم شعر تنهایی بخونم

بر سنگ قبر من بنویسید

خسته بود اهل زمین نبود

نمازش شكسته بود بر سنگ قبر من بنویسید

شیشه بود تنها از این نظر كه سراپا شكسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید

پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید

این درخت عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید كل عمر پشت دری

كه باز نمی شد نشسته بود



نوشته شده توسط : Reza .Gh
پنجشنبه 20 آبان 1389-10:43 ب.ظ